الشيخ المنتظري
259
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
كه در اجتهاد اگر انسان نتوانست از كتاب خدا و سنّت پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) حكمى را به دست آورد ، آيا مىتواند از روى قياس ( 1 ) و استحسان ( 2 ) به دست آورد ؟ صدور حكم به اين صورت را اغلب علماى اهل سنّت جايز مى دانند ، و ابوحنيفه بيش از ديگران بر طبق قياس و استحسان فتوى داده است ، و در بين فقهاى اهل سنّت كسى كه قياس و استحسان را يا نداشته يا كمتر داشته احمد حنبل است . شافعى و مالك در حدّ متوسط ميان اين دو روش هستند . البتّه ظاهريين از اهل سنّت مانند داود اصفهانى و ابن حزم اندلسى قياس را قبول ندارند . مدرك علماى اهل سنّت در اين نوع اجتهاد روايتى است كه نقل مى كنند : وقتى پيامبر مى خواست معاذ بن جبل را براى قضاوت به يمن بفرستد ، از او سؤال كرد وقتى آنجا رفتى به چه چيز قضاوت مى كنى ؟ گفت به كتاب خدا ، پيامبر فرمود : اگر از كتاب خدا چيزى به دست نياوردى چه مى كنى ؟ گفت : به سنّت پيغمبر عمل مى كنم ، پيامبر فرمود : اگر از سنّت پيامبر هم راجع به اين مسأله حكمى به دست نياوردى چه مى كنى ؟ جواب داد : « أجْتَهِدُ رَأْيِى » كوشش مى كنم و رأى خودم را به دست مى آورم . ( 3 ) اجتهادى كه در اخبار ما ردّ و نفى شده همين اجتهاد است كه اساسش قياس و استحسان باشد . علماى شيعه مى گويند : كتاب خدا و سنّت پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) بايد مرجع اجتهاد باشد ، و عترت بهترين و مطمئن ترين راه براى رسيدن به سنّت پيغمبراكرم است . امام صادق ( عليه السلام ) مى فرمايد : « حديثى حديث أبى ، و حديث أبى حديث جدّى ،
--> 1 - قياس آن است كه با مقايسه كردن مسائل و موضوعات شبيه به هم ، حكم واقعه اى را از اشباه و نظايرش به دست بياوريم . 2 - استحسان آن است كه با در نظر گرفتن شرايط و محيط و مصالح و ملاكات ، آنچه را به نظرش خوب آمد به عنوان حكم واقعه بيان كند . 3 - سنن ابى داود ، ج 2 ، ص 272 ، كتاب الاقضية ، باب اجتهاد الرّأى فى القضاء